روزت مبارک - تاریخ: 1392/2/30 ساعت: 20:31
امروز اومدم خیر سرم کار خوب کنم یه دفهه وسط کلاس داد زدم گفتم :استاااااااااد روز مادرتون مبارک )) اونم گفت : روز عمه ی تو هم مبارک پسرم
جوک های جدید - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
اس ام اس بنده خدا به نامزدش برای تولد : عزیزم تولدت مبارک ایشالا تا آخر عمر زنده باشی ! دلیل اینکه تــُــــپــــــُـــلــَــم اینه که این همه شعور و شخصیت در یک بدن لاغر جا نمیشه ! یه پشه اومده پیشم نمیدونم از پشه های پیشکسوتِ تابستونه بهش احترام بزارم یا از این تازه به دوران رسیده های بهاره بزنم بک...
فقط بخند - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
می بینم از تو آشپزخونه صدا میاد رفتم می بینم داداشم هی در یخچالو باز و بسته میکنه …میگم :چرا همچین میکنی؟ درش کنده شد میگه: دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا می کنم یا نه !!ای خــــــــدا این خوشیــارو از مـــا نگیر خخخ " />...نمیخوام ریا بشه؛اما من با پراید آموزش رانندگی دیدم! ...درس که دارم میخو...
مقایسه زن و مرد از دیدگاه مادرشوهر - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
وقتی یه مرد معتاد میشه : اگه زنش زن بود و به فکر زندگیش بود این بیچاره به این روز نمی افتاد، بدبختی اینا رو به این روز می كشه دیگه!!وقتی یه زن معتاد میشه: ای وای!!! خاك بر سرش ! بیچاره شوهرش دلش به چی خوشه ! چه جوری اینو تحمل میکنه؟؟وقتی یه دختر 25 ساله مجرده : طفلکی خواستگار نداره كه ! مونده رو دست...
داداشي هاي دخترا - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
داداشي هاي دخترا1-داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجاني بگيرت!و بدون وجدان درد اد ليستشو نو پر از اين داداشيهاي رنگ و وارنگ کنن!2-داداش خر زور تا در موقع لزوم حال بعضيا رو بگيره 3-داداش خوش تيپ و پولدار تا به دوستاش بگه اين بي-اف منه 4-داداش خر خون تا در موقع امتحان براش تقلب بنويسه 5-دادا...
تفاوتهاي من و رئيسم!(طنز) - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
تفاوتهاي من و رئيسم!(طنز)وقتي من يك كاري را دير تمام مي كنم، من كند ھستم.وقتي رئيسم كار را طول دھد، او دقيق و كامل است. وقتي من كاري را انجام ندھم، من تنبل ھستم.وقتي رئيسم كاري را انجام ندھد، او مشغول است.وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دھم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دھم.بقیه در ا...
وقتي پسرا دور هم خلوت ميکنند چي ميگن؟؟ - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
وقتي پسرا دور هم خلوت ميکنند چي ميگن؟؟1- بدبخت حسين دلت بسوزه همون دختري که به تو پا نميداد من رفتم شمارشو گرفتم2- واي پسر ! اين دختره دانشجو که توي کلاس ماست رو ديدين عجب هيكلي داره ! 3- من بدجوري عاشقش شدم . اگه اين خوشکله با من دوست بشه من همه ي دوست دخترهام رو کنار ميگذارم .4- ...ها ! حوصله مون ...
پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار. 3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم. 4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه بري...
طلاق اس ام اسي - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
طلاق اس ام اسيمفتي امارات روز گذشته اعلام کرد طلاق به وسيله اس ام اس امکان پذير است. به گزارش پايگاه اينترنتي الرايه ، شيخ احمد الحداد ، مفتي اداره اوقاف و امور اسلامي امارات گفت: مي توان به وسيله اس ام اس تلفن هاي همراه، حکم طلاق را جاري کرد.وي اضافه کرد: ميان علما درباره نحوه اجراي طلاق اختلاف وجو...
نامه مادر به پسرش - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
نامه مادر به پسرش گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد.اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.وقتي تو رفتي ما هم از ...
ترول های جدید - تاریخ: 1392/1/31 ساعت: 15:37
بقیه در ادامه مطلب
داستان کوتاه کبوتر - تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 19:00
کبوتر , با آن پاهای پر اندودبا کاکلی بر سرو طوقی بر گردنشاوج می گرفت و شاد از آزادی اشبالا و پایین می رفت در آسمان آبیبالا , پایین صدای بر هم خوردن بالش گوشنواز بود و آرام بخشپرپرپرپر ... پرپرپرپرکبوتر , بی پروا و گستاخ در فرودی بی مهابا و شتابانبا سر , محکم خورد به دیوار سیمانی تق ...تماشایش هم درد...
قانعم… - تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 19:00
قانعم..تو قسمت من نه…مال مردم بودی..قربون دلم برم که مال مردم خور نیست..
تجارت ناشیانه - تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 19:00
چه تجارت ناشیانه ای بود… آن همه نازی که من از تو خریدم…
داستان کوتاه امتحان عشق - تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 19:00
” جان بلانکارد ” از روی نیمکت برخاستلباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد .او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناختدختری با یک گل سرخ .از سیزده ماه پیش دلبستگیاش به او آغاز شده بود.از یک کتاب...
داستان کوتاه عاشقانه - تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 19:00
پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیمسالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو بهوضوح حس می کردیم…می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه یه زندگی...
داستان کوتاه راست یا دروغ - تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 19:00
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونمتا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت : میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی ...
خاطرات خنده دار - تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 19:00
دیگه مطمعن شدم سر راهیم صد در صد شکی ندارم دیگه میپرسین چرا؟عاغا ما هر جا عید دیدنی رفتیم به همه بستگان عیدی 10 تومنی میدادن به من بدبخت فلک زده 2 تومنی تازه کلیم منت سرم میزاشتن تازه بعضی جاها اصن ازم پذیرای نمیکردن والا با باجناق و چنتا از فامیلا رفته بودیم استخر ،باجناقه رفت زیره اب شنا بلد نبود،...
فک و فامیله داریم - تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 19:00
دیروز بابا م اومده تو اتاقم بررر و بررر تو چشام زل زده میگه عیدی منو بده ....اخه پدره من عزیزه من تا بوده پدرا به پسرا عیدی میدن....الا بلا راه نداره میگه تا ندی نمیرم بیرون...منم در کمال نارضایتی یه ده تومنی بهش میدم میگه این کمه ...تا یه تراول 50 ازم نگرفت نرفت بیرون ...نه حالا نه جان من شما بگین ...
داستان کوتاه عشق - تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 19:00
در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردندشادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات.روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است.بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان کردند.اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند.زمانیکه دیگر چیزی از جزیره روی آب نمانده...