امکان دسترسی و ویرایش مطالب دیگر نویسندگان و نظرات بلاگ
امکان انتخاب قالب جدید یا ویرایش قالب وبلاگ
مدیریت وبلاگ (دسترسی به همه بخشها و تعریف کاربران جدید و ویرایش آنها)
http://kingsites.blogfa.com/
اینم آدرسش اگه موافقین به همین آدرس بالا خبر بدید
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
هرکی که می ومد بهش می گفت من یکی رو دوست دارم ، بهش می گفت دوست داشتن و عاشقی مال تو کتاب ها و فیلم هاست . . .
روز ها گذشت و گذشت تا اینکه یه شب سرد زمستونی ، توی یه خیابون خلوت و تاریک داشت واسه خودش راه میرفت که یه دختری اومد و از کنارش رد شد !
پسر قصه ما وقتی که دختره رو دید دلش ریخت و حالش یه جوری شد ، انگار که این دختره رو یه عمر میشناخته . . .
بقیه در ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
پسر : ضعیفه ! دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم !
دختر : توباز گفتی ضعیفه ؟
پسر : خب ، منزل بگم چطوره ؟
دختر : وااااای . . . از دست تو !
پسر : باشه ؛ باشه ببخشید ویکتوریا خوبه ؟
دختر : اه . . . اصلاباهات قهرم !
پسر : باشه بابا ، توعزیز منی ، خوب شد ؟ آشتی ؟
دختر : آشتی ، راستی گفتی دلت چی شده بود ؟
پسر : دلم ! آها یه کم می پیچه ! ازدیشب تاحالا !
دختر : واقعا که !
پسر : خب چیه ؟ نمیگم مریضم اصلا ، خوبه ؟
دختر : لوووس !
بقیه در ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
من علی هستم ، ۲۴ ساله ، ساکن تهران . از آن پسرهایی که به دلیل غرور زیاد اصلا فکر عاشق شدن به سرم نمیزد . در سال ۱۳۷۵ ، وقتی در دوره ی راهنمایی بودم با پسری آشنا شدم . اسم آن پسر آرش بود . لحظه به لحظه دوستی ما بیشتر و عمیق تر می شد تا جایی که همه ما را به عنوان ۲ برادر می دانستند . همیشه با هم بودیم و هر کاری را با هم انجام می دادیم . این دوستی ما تا زمانی ادامه داشت که آن اتفاق لعنتی به وقوع پیوست
بقیه در ادامه در مطلب
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه تاکسی شدن و آروم کنار هم نشستن . . .
دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد !
پسر هم کاغذی رو آماده کرده بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفشو به پسر گفت که شاید بعد از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اونو نبینه . . .
دختر قبل از این که نامه ی پسرو بخونه به اون گفت که دیگه از اون خسته شده ، دیگه عشقش رو نسبت به اون از دست داده و الان پسری پیدا شده که بهتر از اونه . . .
پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود با ناراحتی از ماشین پیاده شد که در همین حال ماشینی به پسر زد و پسر درجا مرد . . .
دختر که با تمام وجود در حال گریه بود یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود ، وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود : “ اگه یه روز ترکم کنی میمیرم . . . ”
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
ای بابا عجب روزگاریه. رفتم تو گوگل سرچ کردم خوشگلترین پسر دنیا اونوقت توکل صفحه عکسه دخترای نازه.
خواین ینی چی؟؟؟
پسرااای عزیزخووودتون بفهمین دیه!!!
بدنگا نکنین نمیترسم
بابا ایناااا میخوان منو بزنن :(
یارو از تو کلاهش ۱ دقیقه ای خرگوش در میاره
من ۲ ساله نمیتونم یه الاغ رو از تو دلم بیرون بیارم :|
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
زمان ما واسه دعوا سنگی چاقویی پنجه بکسی چیزی پیدا میکردیم همدیگرو تا سر حد گریه میزدیم ده دقیقه بعد هم دوست میشدیم
ماه رمضون امسالم تموم شد
ولی من هنوز با 22 سال سن نمی دونم کدوم زولبیاست کدوم بامیه!!!
به هر دوتاشم میگم زولبیا! خخخخخخخخخخ
ایرانسل ساعت 9 بهم اسمس داد بابام میگه بیا باز دوس دخترش اس داد مادرمم گف بتوچه بابامم خیلی ریلکس گوشیم رو برداشت رو دیوار اعلامیه کرد الان دلم میخواد زنگ بزنم اپراتور ایرانسل با بیل از پشت گوشی بزنم تو مغزش که رعایت نمیکنه ما بی اعصابیم.
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
آبروی تیم های زود گل خور نره!!!!!!
میگن قراره فیفا 14 رو اینقدر واقعی بسازن که بشه شب مسابقه به بازیکن حریف زنگ بزنی :|
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
فقط یک اسقلالی می تواند به مقدسات کشورش توهین کند

برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
دقت کردین همیشه بلافاصله بعد از کلیک کردن روی آیکن Shut Down یادت میاد که چه کاری با کامپیوتر داشتی !
بقیه در ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
دخترها :
توی ماهیتابه روغن میریزن
اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میكنن
- تخم مرغها رو میشكنن و همراه نمك تویماهیتابه میریزن
چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جانمیكنن
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی
از مدير ارشد يك سازمان سوال شد: «شما در اداره تان شايسته سالاري داريد؟» مدير كمي فكر كرد و گفت: «اسمش بنظرم آشناست. بايد از كارگزيني بپرسم ببينم كارمندي به اسم خانم شايسته سالاري داريم يا نه؟» {-7-}
تو اسپانیا 30 % ازدواجا از طریق فیسبوکه
.
.
ولی تو ایران بعده 3 ماه که با دختره چت میکنن تازه میفهمن پسر بوده.. :|
دیروز آزمون بانک داشتم تا قبل اینکه برم واسه امتحان امید چندانی به قبول شدن نداشتم گفتم شرکت کننده زیاده احتمالش کمه قبول شم اما دیروز که رفتم حوزه امتحانی یه نفس راحت کشیدم خیالم راحت شد انقدر شرکت کرده بودند که مطمئنم اصلا امکان قبول شدنم نیست
برچسب:
نویسنده: هادی عبدالهی