لنگش در گاو های شیری
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:42
لنگش درگاو های شیریتامین سلامت اندامحرکتی دام همانند تامین سلامت سایر اعضاء تشکیل دهنده بدن،در تولید محصولات پر ارزشو فراوان پروتئین حیوانی بی نهایت مهم و ضروری است. اندامهای حرکتی از مجموعه پیچیدهای تشکیل یافته که شامل استخوانها،مفاصل،رباطات،عضلات،عروق و اعصاب می باشد.اندامهایحرکتی همواره در معرض ص...
تنهایی را دوست دارم
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردمتنهایی را دوست دارم زیرا که خداوند هم تنهاستتنهایی را دوست دارم زیرا انتظار کشیدنم را پنهان خواهد کرد . . .
تنهایم
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
مثل آن مسجد بین راهی تنهایمهرکس هم که می آید می شکند . . .هم نمازش را هم دلم را و می رود
....
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
میدونستید چرا خیلی از ما ها تنهاییم ؟چون حوصله اسباب بازى شدن نداریم . . .
<no title>
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
تلنبار تنهایی . . .با شگفتی به تماشای گریه ام منشین . . . !چیزی نیست . . .تنها ، ترانه ای باریک در تلنبار تنهایی ام ترکید . . .
تنهایى
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
زیادى خوبى نکنید !انسان است ، فراموشکار است . . .از تنهایى اش که در بیاید تنهایى ات را دور میزند ، پشت مى کند به تو ، به گذشته ، حتی روزى میرسد که به تو میگوید : شما . . . ؟♥
تنهایم
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
من دیوانه نیستمفقط کمی تنهایمهمین !چرا نگاه می کنی ؟تنها ندیده ای ؟به من نخندمن هم روزگاری عزیز دل کسی بودم . . .
تنهايي
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
img src="http://www.pix2fun.net/wp-content/uploads/29c616a78cc7eb0_silhouettephoto19.jpg" alt="http://www.pix2fun.net/wp-content/uploads/29c616a78cc7eb0_silhouettephoto19.jpg" />تنهایی ات را از تو گرفتم ، در خنده هایم شریکت کردم ،نگفته بودی بازرگان عشقی ، من از کجا می دانستم سود من تنهاییست
تنهايي
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
تنهایی من ، همان انتظارم استو انتظارم، همان عشق !و عشق تنها بهانه ی بودنم !بی بهانه ام نکن . . . !
بـــــــــــــرو!!!!
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
بـــــــــــــرو!!!! ترســــ از هیچ چیز نــــــــــבآرمــــوقتیـــــ یقینـ בآرم بیشتر از منـــکســـے בوستتـ نخـــــــوآهـــــــב בآشتـ...بیشتر از منــــ کســـے طآقتـ کمـــ محلی هآیتـ رآ نـــــــבآرב..بــــــــــــرو!!!!ترس برآے چهـ؟؟وقتے مے בآنمــیکــ روز متنفـــــــــــر میشی ـاز کسانیـ کهـبهـ خآطر...
<no title>
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:34
داستان کوتاه صادقانه
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:07
با سلام ,خدا جان , حرفهایم را توی نیم ساعت باید براتان بنویسمخودتان میبینید که برای پیدا کردن هر کدام از حرف ها روی این صفه کلید چقدر عرق میریزمخداجان , از وقتی پسر همسایه پولدارمان به من گفت که شما یک ایمیل داری که هر روز چکش میکنید هم خوشحال شدم , هم ناراحتخوشحال به خاطر اینکه می توانم درد دلم را ...
دفتر خاطرات یک نو عروس
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:07
دوشنبه الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل وتو خونه جدید مستقر شدیم . خیلی سرگرم کننده است که واسه ریچارد آشپزی کنم امروزمیخوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش نوشته 12 تخم مرغ را جدا جدا میزنیمواسه همین من کاسه به اندازه کافی نداشتم و مجبور شدم کاسه قرض بگیرم تا بتونم تخممرغ ها رو توش بزنم . ...
شاهکار دوستم
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:07
مادر و پدر دوستم از مکه اومده بودن ،دوستم هم جوگیر میشه کار کنه. بعد از رفتن مهمونای غریبه میره تو آشپزخونه می بینهچند تا بطری آب هست ، در راستای مرتب سازی آشپزخونه آبِ بطری هارو خالی می کنه وهمه رو میزاره یه گوشه که بده با آشغالا ببرن بیرون...خلاصه میاد میشینه پیش مامان و بابا واونایی که هنوز مونده...
پوشک بچه های امروزی !
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:07
یادش بخیر ما که بچه بودیم ، یه دستمال کهنه ای ، لنگ ماشینی چیزی پیدا میکردن میذاشتن لای پامون بقچه میکردن تا یه هفته بعد بازش کنن الان پوشک زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ، 8 لایه محافظ ، ویتامینه ، همراه با عصاره مالت ، 12 ایربگ ،گیربکس اتوماتیک ,لامپ های زنون , کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهوی...
داستان کوتاه مرد بی جان
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:07
مرد ، دوباره آمد همانجای قدیمیروی پله های بانک ، توی فرو رفتگی دیواریک جایی شبیه دل خودش ، کارتن را انداخت روی زمین ، دراز کشید ، کفشهایش را گذاشت زیر سرش ، کیسه را کشید روی تنش ،دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش ،خیابان ساکت بود ، فکرش را برد آن دورها ، کبریت های خاطرش را یکی یکی آتش زددر پس کورسوی ن...
جوک جدید
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:07
قبلنا وقتی میگفتی شیش تایی هر کی برمیگشت نگاه میکرد میفهمیدی استقلالیه.ولی حالا نمیدونی استقلالیه،پیکانیه،ملوانیه،الشبابیه یا سپاهانیه.ارتشی داریم به رنگ سرخ،بنیان گذارش کوروش،وسعتش از سیستان رستم تا خلیج فارس،کماندارش آرش،جنگاورانش مردان هخامنشی!!آری این است تیم پرسپولیس..به عشق همه پرسپولیسیا...:د...
داستان دو برادر مهربان
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:07
دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنها ازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت :(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ول...
داستان کوتاه شاخه گلی خشکیده
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:07
قد بالای 180، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و ...این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند.توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم .چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لا اقل از لحاظ ظاهری همپایه خودم باشد .ت...
داستان کوتاه درد عاشقی
-
تاریخ: 1391/12/3 ساعت: 18:07
هر نگاه بستگی به احساسی که در آن نهفته است , سنگینی خاص خودش را دارو نگاهی که گرمای عشق در آن نهفته باشد , بدون انکه احساس کنی , تنت را می سوزانداولین بار که سنگینی یک نگاه سوزنده را احساس کرد , یک بعد از ظهر سرد زمستانی بودمثل همیشه سرش پایین بود و فشار پیچک زرد رنگ تنهایی به اندام کشیده اش , اجازه...